محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
333
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
فصل سوم اوج سركوبى و شورش موريسكيها 1 موريسكيها حدود بيست سال عصر فرناندوى پنجم را در يأس و اميد به سر آوردند در حالى كه سخت تحت تعقيب و زير نظر بودند . اين ملت درهم شكسته كه خواه و ناخواه به كيش مسيحيت درآمده بود ، نه مورد تأييد سرور جديدش اسپانيا بود و نه كليسا به ديده يك مسيحى به او مىنگريست . اسپانياى مسيحى در چهرهء اين باقى بقاياى ملت اندلس تصوير دشمن ديرين خود را مىديد و همواره در بيم آن بود كه مبادا اين ملت درهم شكستهء بىسلاح در زنجير ، روزى منشأ خطر شود و خواب خوش او را آشفته سازد . پس بايد لحظهاى از تعقيب و سركوب او غفلت نورزد . گاه بر او مالياتهاى گزاف ببندد گاه عواطف او را با هتك حرمت مقدساتش جريحهدار گرداند ، گاه به شكنجهاش كشد و گاه طردش نمايد . در همه حال مسلم بود كه جز فناى ابدى او ، مقصد و مقصودى نمىشناخت . فرناندوى كاتوليكى در روز بيست و سوم ژانويهء سال 1516 پس از آنكه بر ملت اندلس آن ستمها روا داشت و با او آن غدرها و نابكاريها نمود ، درگذشت . بنا به وصيتش او را در غرناطه در دير سانفرانسيسكو بر تپهء الحمراء ، به خاك سپردند . فرناندو را در كنار زنش كه در الحمراء به خاك شده بود دفن كردند . در عهد نوادهاش امپراطور شارل كن پيكر هردو را به كليساى بزرگ غرناطه كه در مكان مسجد جامع